قیمت بعد از یک حرکت صعودی عقب مینشیند. یک معاملهگر موجها را میشمارد تا جای این اصلاح را در ساختار بزرگتر مشخص کند؛ دیگری واکنش قیمت به حمایت و رفتار کندلها را بررسی میکند تا ببیند شرایط ورود فراهم میشود یا نه. هر دو یک نمودار را میبینند، اما مسیر رسیدنشان به تصمیم متفاوت است. سوال «الیوت یا پرایس اکشن» از همینجا جدی میشود: کدام نگاه کمک میکند بدانید چه زمانی معامله کنید و چه زمانی از تصمیم قبلی خود دست بکشید؟
اگر با یک استراتژی پرایس اکشن کار کرده باشید، احتمالاً پیش آمده که نقطه ورود را پیدا کنید، اما درباره ادامه مسیر تردید داشته باشید. در شمارش امواج هم ممکن است سناریویی برای حرکت بعدی داشته باشید، ولی زمان ورود هنوز روشن نباشد. برای انتخاب بین این دو رویکرد، باید دید هرکدام چه چیزی به تحلیل اضافه میکنند، کجا با ابهام روبهرو میشوند و اجرای قواعدشان چقدر با شیوه کار شما سازگار است. محبوبیت یک روش، پاسخ این سوالها را نمیدهد.
تفاوت الیوت و پرایس اکشن در تحلیل بازار
وقتی بازار وارد اصلاح میشود، تحلیلگر الیوت دنبال این است که بفهمد این اصلاح متعلق به کدام موج است و برای ادامه روند چه ساختاری باید کامل شود. حرکتها را شمارهگذاری میکند، ریزموجها را میسنجد و برای شمارش خود سطح ابطال مشخص میکند. مثلاً اگر افت قیمت را موج 2 یک ایمپالس صعودی بداند، قیمت نباید از مبدأ موج 1 پایینتر برود؛ اگر رفت، آن شمارش دیگر معتبر نیست و باید بازبینی شود.
معاملهگر پرایس اکشن همین اصلاح را از زاویه دیگری بررسی میکند: فروشندهها با چه قدرتی قیمت را پایین آوردهاند؟ کف قبلی حفظ شده؟ قیمت به حمایت رسیده یا هنوز برای ریزش جا دارد؟ در آموزش تحلیل پرایس اکشن، این بررسیها باید به تصمیم مشخص برسند؛ کجا دنبال ستاپ باشیم، چه رفتاری ورود را تأیید کند و با دیدن چه تغییری از معامله صرفنظر کنیم. برای چنین تحلیلی، لزوماً نیازی به شمارهگذاری امواج نیست.

تفاوت ستاپ الیوت با پرایس اکشن
تفاوت را هنگام پیدا کردن موقعیت بهتر میبینید. ممکن است یک الیوتکار منتظر تکمیل موج اصلاحی باشد، درحالیکه معاملهگر پرایس اکشن همان ناحیه را زیر نظر گرفته تا ببیند تلاش فروشندگان برای زدن کف جدید شکست میخورد یا نه. هر دو ممکن است در یک محدوده خریدار شوند، اما منطق ورود و نقطهای که تحلیلشان را کنار میگذارند، الزاماً یکسان نیست. تمامشدن یک شمارش موجی یا رسیدن قیمت به حمایت، بهتنهایی جای قواعد ورود را نمیگیرد.
بااینحال، نمیشود گفت الیوت فقط آینده را پیشبینی میکند و پرایس اکشن فقط به قیمت واکنش نشان میدهد. هر دو میتوانند سناریو و شرط تأیید داشته باشند. تفاوت اصلی این است که الیوت حرکت بازار را در قالب الگوهای موجی با قواعد مشخص میخواند، اما پرایس اکشن مجموعهای از رویکردهاست که روی ساختار قیمت، محل تشکیل ستاپ و رفتار بازار تمرکز دارند. برای مقایسه دقیق، باید قواعد اجرایی دو روش را کنار هم گذاشت؛ صرف نام سبک، چیزی درباره کیفیت معامله نمیگوید.
مقایسه الیوت و پرایس اکشن در یک جدول
تفاوت دو روش زمانی برای معاملهگر مهم میشود که بخواهد سناریوی تحلیل را به معامله تبدیل کند. باید بداند چه چیزی را روی چارت دنبال کند، کجا تحلیلش اعتبار دارد و چه زمانی لازم است آن را کنار بگذارد. در انواع سبک های معاملاتی پرایس اکشن، قواعد تشخیص ستاپ و ورود یکسان نیست؛ بنابراین در جدول زیر، رویکردهای متداول مبتنی بر روند، سطوح و رفتار قیمت را مبنای مقایسه قرار دادهایم.
| معیار مقایسه | الیوت | پرایس اکشن |
| مبنای تحلیل | تشخیص ساختار امواج و جایگاه حرکت فعلی در موج بزرگتر | بررسی روند یا رنج، سقفها و کفها و واکنش قیمت به سطوح |
| چیزی که روی چارت دنبال میکنیم | موجهای پیشرونده و اصلاحی، ریزموجها و روابط میان آنها | قدرت حرکت، عمق اصلاح، شکستها، پولبکها و ستاپها |
| قواعد تحلیل | قواعد مشخص برای اعتبار الگوهای موجی، همراه با راهنماهای تکمیلی | قواعد وابسته به سبک و ستاپ انتخابشده |
| ابهام اصلی | ممکن است بیش از یک شمارش معتبر وجود داشته باشد | ممکن است درباره سطح مهم، قدرت حرکت یا اعتبار ستاپ اختلاف برداشت وجود داشته باشد |
| تصمیم ورود | شمارش موجی باید به شروط اجرایی ورود تبدیل شود | تشکیل ستاپ در موقعیت مناسب، مطابق قواعد روش بررسی میشود |
| بیاعتبارشدن تحلیل | نقض قواعد شمارش یا شرطی که برای سناریو تعیین شده است | نقض ساختار یا رفتاری که مبنای معامله بوده است |
الیوت یا پرایس اکشن؛ کدام برای یادگیری و معامله مناسبتر است؟
اگر به موجشماری و بررسی جایگاه حرکت در ساختار بزرگتر علاقه دارید، الیوت میتواند با شیوه تحلیل شما جور باشد. اما باید با شمارشهای جایگزین هم کنار بیایید و بدانید چه زمانی سناریوی قبلی باطل شده است. اگر ترجیح میدهید روند، سطوح و واکنش قیمت را دنبال کنید، یک روش مشخص پرایس اکشن را انتخاب کنید و ابتدا روی همان ستاپهای محدود تمرکز داشته باشید.
معیار انتخاب، روشنبودن تصمیم روی چارت زنده است. با کدام روش بهتر میتوانید بگویید چرا وارد میشوید، کجا خارج میشوید و چه زمانی معامله نمیکنید؟ هر روش را با قواعد ثابت تمرین کنید و نتیجه معاملات را همراه با هزینهها و اشتباههای اجرایی بررسی کنید. چند تحلیل درست یا معامله سودده، برای برتر دانستن الیوت یا پرایس اکشن کافی نیست.
آیا میتوان الیوت و پرایس اکشن را ترکیب کرد؟
بله. میتوانید با موجشماری مشخص کنید کجا احتمال پایان اصلاح وجود دارد، سپس در همان ناحیه دنبال ستاپ پرایس اکشن بگردید. فرض کنید طبق شمارش شما، موج C به محدودهای رسیده که احتمال پایان اصلاح در آن وجود دارد. تا وقتی قیمت همچنان کف پایینتر میزند، برای خرید عجله نکنید؛ بازار هنوز ممکن است اصلاح را ادامه دهد.

در تصویر، کنار موج C علامت سؤال گذاشتهایم، چون در لحظه تحلیل هنوز نمیدانیم کف نهایی کجاست. در نمای سمت راست، قیمت از محدوده برگشته، در عقبنشینی بعدی کف بالاتری ساخته و سپس سقف کوتاهمدت را شکسته است. اگر این رفتار با قواعد ستاپ شما مطابقت داشته باشد، میتوانید موقعیت خرید را بررسی کنید. به این ترتیب، برای ورود فقط به درستبودن موجشماری تکیه نکردهاید.
نتیجهگیری
در این مقاله از آکادمی زورا اف ایکس، تفاوت الیوت و پرایس اکشن را از تحلیل نمودار تا تصمیم ورود بررسی کردیم. برای انتخاب بین این دو، ببینید با کدام روش میتوانید دلیل ورود، شرایط خروج و زمان صرفنظر از معامله را روشنتر مشخص کنید. اگر هم قصد ترکیب آنها را دارید، نقش هرکدام را از ابتدا تعیین کنید؛ سناریوی موجی نباید بهانهای برای نادیدهگرفتن حد ضرر شود و یک ستاپ پرایس اکشن هم نباید شما را از بررسی اعتبار سناریو غافل کند. نتیجه تمرین و اجرای قواعد، معیار بهتری از جذابیت تحلیلهای گذشته است.
اگر این مقاله برای شما مفید بوده، میتوانید آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید. همچنین در صورتی که سوالی دارید یا تمایل دارید مطالب بیشتری در این حوزه منتشر شود، دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید. تیم متخصص زورا افایکس در اسرع وقت پاسخگوی شما خواهد بود. زورا افایکس به عنوان یک پلتفرم جامع، مجموعهای از خدمات بروکر، پراپفرم و آموزشهای تخصصی را در اختیار معاملهگران قرار میدهد.
